بت غمگین

بت غمگین

  • رادیو پویش

  • منتشر شده در 19 خرداد 1397

  • بازدید تا کنون 22 مرتبه

  • حمایت شده توسط: استودیو مادر

  • کارگردان:شایان امانی جنتی

  • گوینده:محمد دلبند

  • نویسنده:حمید سلیمی

  • مخاطبین:جوانان و بزرگسالان

  • صداگذاری و میکس:محمدحسن چناسی

  • طراحی کاور:علیرضا شمسی پور

  • موضوع: عاشقانه

برچسب‌ها:, , ,

وارثان تاریکی ...

از غم ها، تازیانه میخداری ساخته ایم، و هر بار که دل می لرزد با ضربه ای سوزان یادآوری می کنیم که رم نکند باز، اسب دیوانه. به سکوت سنگی دنیای دست ساز مزخرفمان پناه برده ایم، تا در امان باشیم از هر آواز دلخواهی که شنیدنش قدم زدن در باهار باشد. کر و کور ولال ، گورزادهای غمگینی هستیم گم شده در شهری غریب، پناه برده به هدفون ها و عینکها، پناه برده به دود سیگار و بوی تلخ قهوه درجه دوی کافه ها. عابرانیم، خسته غمگین، که به هم نگاه نمی کنیم مبادا سلامی متولد شود از هم آغوشی ساده دو لبخند. که یاد گرفته ایم پشت هر "دلم می خواهدت"، یک "ندارمت" نشسته، سمج و زشت. ما، وارثان تاریکی. که دریده شدیم بی هیچ گناهی، تنها به آزار زاده شدن در جهانی تار. قصه ای کوتاه که نوشته شدیم در برگه‌ای بدبو از کتاب قطور تاریخ. که بعدها در ادامه اش خواهند نوشت دایناسورها خوش شانس بودند که منقرض شدند و رها، اما مردمان آن دوران ماندند و غارنشینی کردند در خانه های یک نفره و از هر بوسه ای گریختند، به شرم تلخ شرایط. ماندند و نام فسیل شدن خودشان را گذاشتند زندگی. باز دلم گرفته، تو گوش نکن. بگذر. چای تازه دم کرده ام، آهنگ شادی می گذارم، پیراهنم را برعکس می پوشم انگار کسی بغلم کرده باشد سفت. در محوطه خلوت آسایشگاه تا صبح با دلبری که نیست می رقصم. تماشا کن چه خوشبختم، با کسی که نیست می رقصم با لبخند، زیر برفی که نمی آید، در آسایشگاهی که تاسیس نشده، در شهری که وجود ندارد. همینم، خاطره ای گنگ در ذهن بتی شکسته و غمگین که سالهاست از خدا بودن برکنار شده. همین...

مطالب مرتبط