یک حبه داستان | اپیزود ششم

یک حبه داستان | اپیزود ششم

  • رادیو پویش

  • منتشر شده در 26 خرداد 1397

  • بازدید تا کنون 4 مرتبه

  • حمایت شده توسط استودیو مادر

  • کارگردان هنری:شایان امانی حنتی

  • گوینده:شقایق عشقی

  • نویسنده:بزرگ علوی

  • مخاطبین:جوانان و بزرگسالان

  • صداگذاری و میکس:محمدحسن چناسی

  • موضوع: معرفی کتاب

پادکستی برای معرفی کتاب گیله مرد

اين داستان، شرح ماجراي سه مرد است، گيله مرد و دو محافظ او که وي را به فومن مي برند و در حقيقت داستان در همين حرکت و اقامت در قهوه خانه نزديک مقصد به تدريج باز مي شود. دو مأمور تفنگ به دست در ميان غرش باد و باران، گيله مرد را- که يک دهقان شورشي است- به فومن مي برند تا تحويل پاسگاه دهند. گيله مرد در طول راه در فکر رهايي و فرار است. محمد ولي (مأمور اول) با توهين و رجز خواني به دنبال گيله مرد حرکت مي کند. مأمور دوم، بلوچ ساده اي است که پيشاپيش گيله مرد راه مي رود و او هم در فکر فرار از اين نوع زندگي است. يک منزل مانده به پاسگاه، در قهوه خانه اي فرود مي رود و او هم در فکر فرار از غرور و اطمينان به پيروزي، رازي را که همواره با وحشت پنهان داشته بود، براي گيله مرد فاش مي کند که قاتل صغري، زن گيله مرد،-که صداي جيغش هيچ وقت آنها را راحت نمي گذارد- خود اوست. در اين حين مأمور بلوچ-که چشم طمع به تنها اندوخته ي گيله مرد، پنجاه تومن پول همراه دارد حاضر مي شود در ازاي آن تفنگ را به گيله مرد بدهد. گيله مرد تفنگ را مي گيرد بعد از غلبه بر قاتل زن خود تحت تأثير التماس و گريه هاي او و احساسات انسان دوستانه ي خود قرار مي گيرد و از کشتن مأمور منصرف مي شود. وقتي با لباس محمد ولي مي خواهد فرار را آغاز کند، با گلوله هاي مأمور بلوچ کشته مي شود.

مطالب مرتبط